تبليغاتX
cafe ma -کافه ی ما


















cafe ma -کافه ی ما


 State of play

شرایط موجود

کارگردان:کوین مکدانلد

فیلمنامه:متیو مایکل کارناهان –تونی گیلروی – پیتر مورگان- بیلی ری - پال ابوت(نویسنده مجموعه کوتاه شرایط مو جود)

مدیر فیلمبرداری:رودریگو پریتو

موسیقی:الکس هفس

تدوین:جاستین رایت

بازیگران:راسل کرو(کال مک آفری) بن افلک(استفن کالینز) ریچل مک آدامز(دلا فرای) هلن میرن(کامرون لین) رابین رایت پن(آن کالینز) جیسون بیتمن(دامینیک فوی) جف دانیالز(جرج فرگوس)

محصول مشترک 2990 المان امریکا و بریتانیا 127 دقیقه

ژانر:تریلر/درام /رازورزانه

خلاصه داستان:یک روز صبح پیش ا ز سخنرانی یکی از نمایندگان مشهور کنگره به نام استفن کالینز در کنگره دستیار ارشد تحقیقاتی او "سونیا" در مسیر رفتن به کنگره جلوی ریل قطار می افتد و جان می دهد .گزارشگر خبر  روزنامه واشینگتن گلوب"کال مک افی" که روی پرونده قتل یک سارق تحقیقات می کند  حدس می زند میان مرگ سونیا و سارق ارتباطی وجود دارد.مک آفری و کالینز در دوران کالج هم اتاقی بودند.این دو درباره مرگ سونیا با هم حرف می زنند و کالینز به داشتن رابطه با سونیا اعتراف می کند .اما او اعتقاد دارد که سونیا خودکشی کرده است وشاهد این مدعا نوار ویدیویی است که صبح روز حادثه سونیا برای کالینز  فرستاده است.یکی از همکاران کال "دلا فرای" پی می برد مرگ سونیا یکی از سه موردی است که در نقطه کور

"Cctv"

در ایستگاه مترو روی داده است.کال به رابطه میان سارق و دختری بی خانمان پی می برد که بر حسب تصادف این دختر دوست خود اوست.دختر تصویری دارد که سارق از چمدان قاتل دزدیده ودر این عکس سونیا مشغول صحبت کردن با مردی خوش لباس است.از سوی دیگر استفن کالینز به موقعیت و اعتبار بالایی دست یافته که همه اش به خاطر رویاروی او علیه یک کمپانی خصوصی به نام پوینت کور پ است .این شرکت تمام نوارهای مکالمات تلفنی پست های الکترونیک . اطلاعات خصوصی  شهروندان را دارد .کال و دلا به این نتیجه می رسند که میان قاتل و کمپانی  ارتباطی هست و هردوتهدیدی برای کالینز محسوب می شوند.این دو بیشتر تحقیقات می کنند و پی می برند که شبکه ایی از سربازان فدیمی تحت تعلیم قرار گرفته اند گروهی را تشکیل داده اند و در استخدام بخشی از کمپانی پوینت کورپ  هستند.همان بخشی که کالینز در کنگره زیر سوال برده است.دلا پی می برد که فساد در رده های بالاتر بیشتر ا ز آن چیزی است که در ظاهر نشان می دهد.قاتل می کوشد جلوی انتشار این ماجرا توسط  مک افری و دلا فرای را  بگیرد واین شوک برانگیز است.

 

در متن و حاشیه:"شرایط مو جو د"  برگرفته از مجموعه تلویزیونی شش ساعته ایی به همین نام است که طی ماه مه تا ـژوئن سال 2003 از شبکه بی بی سی پخش شد. پال ابوت این مجموعه را نوشته بود.ابتدا او می ترسید امتیاز فیلمنامه خود را برای تبدیل شدن به فیلم  واگذارکند  چون ممکن بود   فشرده کردن موضوع  یک مجموعه به فیلم ناموفق باشد.اما سرانجام پال ابوت در ماه مه 2004 پیشنهاد فروش امتیاز فیلم نامه اش را به کمپانی پارامونت پیکچرز و اسکات رودین  پذیرفت ولی در نهایت کمپانی یونیورسال امتیاز را خریداری کرد.نام کوین مکدانلد مدت ها به عنوان کارگردان این پروزه برسرزبانها  بود.اما این شایعه هم وجود داشت که متیو مایکل کارناهان قرار است برای نخستین مرتبه پشت دوربین قراربگیرد و شرایط موجود را بسازد.مکدانلد از علاقه مندان مجموعه کوتاه تلویزیونی شرایط موجود بود و برای ساختن آن از فیلمهای سال های 1970  نظیر "تمام مردان ریس جمهور " تاثیر گرفت.ابتدا قرار بود براد پیت نقش کال مک افری را ایفا کند که کناره گیری کرد .حتی نزدیک بود برای همیشه پرونده تولید این فیلم بسته شود اما این اتفاق نیافتاد.هفدهم ماه اوریل امسال "شرایط موجود" در امریکا به نمایش عمومی درامد.براساس 178 نقد منتشر شده در سایت "راتن تومیتوز"85 درصد نظر مثبت به فیلم داشتند و تا روز دهم این ماه شرایط موجود 45.267 میلیون دلار در امریکا و بریتانیا فروش کرد.جالب آنکه راسل کرو برای پذیزفتن نقش فیلمنامه را به دوست و کارگردان ریدلی اسکات داد تا بخواند و نظرش را بگوید.ادوارد نورتن نیز قراربود نقش استفن کالینز را ایفا کند که او هم به خاطر تداخل برنامه های کاری اش کناره گیری کرد.در مقطعی نام فیلمسازان دیگری چون برایان دی پالما -مارتین کمپبل -ریچارد لینکلیتر - آنگ لی و جیم جارموش نیز برای کارگردانی فیلم مطرح شد.هلن میرن ظرف 4 روز فیلمبرداری صحنه هایش را پایان  برد.

 

*نقش افرینان:

راسل کرو (کال مک آفری):این کاراکتر گزارشگری  تیزهوشی است که به قول کوین مکدانلد:"ارایه کننده روزنامه نگاری به سبک قدیم ی تر است او سلحشوری درخشان است که به دنبال یافتن حقیقت امده"

براد پیت نخستین گزینه برای این نقش بود.براد پیت پس از دیدن فیلم های قبلی کوین مکدانلد نظیر اخرین پادشاه اسکاتلند(2006) نقش را پذیرفت.حتی در ماه اوت 2007 و پس ار پایان یافتن بازنویسی فیلمنامه توسط تونی گیلروی  رسما اعلام کرد که در این فیلم بازی میکند .مکدانلد و براد پیت به اتفاق به اتاق تهیه خبر روزنامه واشینگتن پست رفتند تا او روی نقش تحیقیقات انجام دهد اما یک هفته بعد براد پیت کناره گیری کرد .تهیه کننده فیلم کوشید او را راضی کند اما برادپیت  با تغییراتی که کمپانی در فیلمنامه ایجاد کرده بود موافقت نداشت.او فیلمنامه ایی را ترجیج می داد که به نسخه نوشته شده توسط کارناهان نزدیک تر بود .برادپیت از انهاخواست تا پایان اعتصاب اتحادیه فیلمنامه نویسان تولید را متوقف کنند. کمپانی نپذیرفت و او را تهدید کرد که باید به قرادادش عمل کند  در غیر اینصورت باید 20 میلیون دلار جریمه نقدی بدهد .براد پیت قرارداد را فسخ کرد. مکدانلد به استرالیا رفت و از راسل کرو خواست این نقش را بازی کند. او هم  برای تداخل نداشتن برنامه فیلمبرداری با پروژه دیگرش "ناتینگهام " به کارگردانی ریدلی اسکات  با مدیران کمپانی مذاکره کرد.او مجموعه تلویزیونی شرایط موجود را ندیده بود  اما نقش را پذیرفت و هر روز سه ساعت در اتاق گریم معطل می شد تا چهره پرداز موهای او را که برای نقش رابین هوود در ناتینگهام  بلند کرده بود پنهان کند و او را به شکل و شمایل کال مک آفری درآورد.در دوران فیلمبرداری او تحت آموزش روزنامه نگاری هم قرار گرفت و "ر.ب برنر" یکی از دبیران روزنامه واشینگتن پست به او اموزش داد.

بن افلک(استفن کالینز):او جایگزین ادوار نورتن شد .نورتن به خاطر به تعویق افتادن تولید این فیلم و شروع فیلم برداری برگهای  علفزار  به کارگردانی تیم بلیک نلسن از این پروژه کناره گیری کرد.مدیران کمپانی  هم خیلی زود با بن افلک قرارداد بستند.راسل کرو به خاطر هم بازی شدن با ادوارد نورتن بیشتر مجذوب این پروژه شده بود.اما او و بن افلک توانستند نقاط مشترک بی شماری را بین یکدیگر پیدا کنند.بن افلک برای فرو رفتن در قالب استفن کالینز با سخنگویان حزب کنگره  دیدار و گفت وگو کرد.

ریچل مک آدامز(دلا فرای):یک وبلاگ نویس مشهور که به گزارشگر سیاسی تبدیل می شود و خود رادرکوران  پرونده ایی حساس قرار می دهد.میان راسل کرو وریچل  درباره نحوه ارایه کاراکتر ها اختلاف نظر وجود داشت .مک آدامز می گوید:"مجذوب انقلاب روزنامه نگاری در امریکا شدم و کنجکاو بودم تا ببینم کاراکتر دلا فرای به عنوان جزیی از موج جدید روزنامه نگاران امریکایی تا چه حد نسبت به روزنامه نگاران سنتی دقت دارد."

مک آدامز هم برای رسیدن به نقش به  دفتر روزنامه واشینگتن پست رفت.

هلن میرن(کامرون لین):او نقش سردبیر روزنامه واشینگتن گلوب را دارد .کامرون زنی خود دار است و خودش هم می داند که قوی است.میرن اشاره می کند که لین می بایست یک کاراکتر بریتانیایی باشد.تاخیر در زمان شروع فیلمبرداری هلن را دچار تردیددر ایفای نقش کرد چراکه مشکل تداخل برنامه این فیلم با پروژه جدید همسرش تیکفورد پیش می امد اما سرانجام توانست برنامه هایش را تنظیم و در این فیلم بازی کند.

 

*

نقد

نویسنده :جیمز براردینلی

سه فیلمنامه نویس (متیو مایکل کارناهان –بیلی ری و تونی گیلروی) مجموعه کوتاه وتلویزیونی  پال ابوت را به فیلم تبدیل کردند  و کاری برجسته انجام دادند:پنج ساعت را به کمتر از دوساعت تبدیل نمودند و فیلم منسجم و هم جذاب است.

شک نیست که شرایط مو جود اندکی شتاب زدگی دارد و پایان داستان می بایست ذهن را درگیر کند اما نتیجه گیری داستان با فوریت و حسی از حقیقت نمایی بیان می شود که توجه تماشاگر را جلب می کند و در این مسیر کمتر تماشاگری از دست می دهد .

داستان مجموعه در شهر لندن می گذشت و در آن بازیگرانی چون جان سیم – کلی مکدانلد- دیوید موریسی و بیلی نایی ایفای نقش می کردند . در فیلم داستان به شهر واشینگتن دی.سی منتقل می شود  اما بسیاری از نکات اصلی داستان حفظ می شود.

"شرایط موجود" به خاطر قراردادن روزنامه نگاری در مقام قهرمان داستان  حس دمده ایی را تداعی می کند  این درحالی  است که کارگردان مجال می یابد  نسبت به وضعیت کنونی مطبوعات کاغذی نظر بدهد.(در دوره ایی بسیاری ا ز برنامه های تلویزیونی و فیلمهای سینمایی انواع مختلفی از چنین شخصیتی را ارایه کردند وتولید فیلم خیلی پیشتر از آغاز ورشکستگی روزنامه ها شروع شد.)

شرایط مو جود داستان سنگینی دارد.و فرصت چندانی برای شخصیت پردازی پیدا نمی کند .گفت وگوها عموما برای "توضیح " است و شکل گیری روابط از اهمیت دوم قرار دارد.شکی نیست که تاحدودی به خاطر نقش افرینی قدرتمند بازیگران اصلی ما جذابیت عمیقی در کارکترهای مک آفری –کالینز و دلا فرای می یابیم.در کل فیلم کمتر درباره آدمهاست وبیشتر درباره شبکه ایی است که انها فاش می کنند.

در سکانس هایی مک افری و دلا فرای زندگی شان را در خطر می بینند و مخاطره شخصی آنها داستان را   از زیادی متفکرانه شدن  دور می کند.شاید  انتظار رومانسی میان مک افری و قرای وجود دارد که اتفاق نمی افتد ودلیلش  زمان باشد. در" شرایط موجود " فرصتی  برای نمایش رومانس نیست.

شبیه بیشتر تریلرها گره گشایی روشن نیست اما زمانی که گره پایانی داستان گشوده می شود بیشتر به کلیشه ایی تبدیل می شود که نمی توان از فیلمنامه ایی  انتظار داشت که در سطح بالا نوشته شده است.کمی نومید شدم که این چنین مهر فیلمهای نوع "ب" در مضمون فیلم ظاهر شد.

(خلاصه شده از نقد اصلی)

 

راسل کرو: فقط یک بازیگرم

"می خواستم ابهامات روزنامه نگاری را کنکاش کنم.روزنامه نگاران تحت نوعی نخوت زندگی می کنند و همین انها را واقع نگر نگه می دارد.هرگز شخصا این را تجربه نکرده بودم. روزنامه نگاران همگی بسیار انسان دوست و تحت تاثیر  احساسات اند. یکی از انها می تواند درباره شما چرت و پرت بنویسید چون مثلا عمه اش مبتلا به سرطان است یا همچین مسایلی.اینگونه  انها تعادل خود را حفظ می کنند .در نتیجه با خودم فکر کردم که نخوت و مطالعه دادهای واقعی از تجربیات انسا نی در حرفه روزنامه نگاری که هرروزه ان را مطالعه می کنیم برای من بسیارجالب خواهد بود."

در ادامه راسل کرو می گوید:"ویژگی های ظاهری که به نقش آوردم همگی از تجربیات شخصی خودم بود. تقریبا سی سال است که با روزنامه نگارات گفت وگو می کنم. بارها من را ستایش کرده اند به باد انتقاد گرفته اند و مزمت کرده اند."

وقتی راسل کرو فیلمنامه را خواند  ابتدا نپذیرفت چون می خواست به تعطیلات همراه خانواده اش برود.وی بسیار گزیده کار است اما فیلمنامه به شدت او را تحت تاثیر قرار داد.

"من یک قانون کلی دارم.اگر فیلمنامه را خواندم و واکنشی فیزیکی به ان داشتم مانند جمع شدن اشک در چشمهایم پس ان را قبول می کنم.وارد این کسب و کار ششدم  چون می خواستم داستان هایی را روایت کنم که به لحاظ احساسی من را تحت تاثیر قرار دهد .اگر احترامی برای فیلمنامه قایل نباشم برای سازندگانش هم نخواهم بود."

راسل کروبا دیدگاه مکدانلد  نسبت به شخصیت کال مک افری اختلاف نظر داشت.راسل کرو مک آفری را انسانی با نقطه ضعف نومید و تا حدی فاسد می دید درحالی که مکدانلد کال را یک ایده آلیست اهل مصالحه می دانست.

"به مکدانلد گفتم اگر انتظار داری یک روزنامه نگار رامانند قهرمان به تصویر بکشم اشتباه می کنی .اگر می خواهی او مانند یک انسان پر لغزش و دارای نقاط ضعف باشد من موافقت می کنم. خارج ار این ممکن است  شما دنبال ویژگی هایی باشید اما اصلا وابدا من روزنامه نگاران را مثل یک قهرمان بازی نخواهم کرد."

در ادامه راسل کرو درباره همکاران بازیگرش می گوید:"بسیاری از انها  از خود یک الگو می سازند. اما من اینجوری نیستم .من فقط یک بازیگرم ویک روز می خواهم این کاراکتر باشم وفردا در قالب یک کارکتر دیگر فرو بروم."

_____-

گفت وگو با بن افلک

_شما نقش استفن کالینز را در شرایط موجود بازی کردید.داشتن این همه قدرت حتی در قالب نقش چگونه بود؟

-برای لحظه ایی خوب بود که احساس کنم قدرتمندم.اما به نظرم این قدرت هامحدود است.ایفای نقش یک سیاستمدار برایم جالب بود.

_آیا به نظرتان مطبوعاتی که در شرایط موجود به نمایش گذاشته می شود شبیه مطبوعات شکوهمندی است که در تمام مردان ریس جمهور به تصویر در می آمد که حالا ابدا وجود ندارد؟

_نمی دانم.شماها خبره این حرفه هستید .شاید شرایط موجود آخرین فیلمی باشد که  داستانش در دفتر یک روزنامه می گذرد.واکنش ها را نمی دانم اما خیلی ها در آینده خواهند گفت:درسته.این فیلم در دوره ایی ساخته شد که اینترنت روزنامه ها را داشت نابود می کردو این اتفاق افتاد."

 

_پس از آنکه پشت دوربین قرار گرفتی و نخستین فیلمت را ساختی رویکردتان به بازیگری تغییر کرد؟

_مدام به خودم گوشزد می کنم که نباید نگران همه چیز باشم.گاه ی میتواند اشتباهی رخ بدهد و برداشتها طولانی شود حتی نسبت به یک سکانس سردرگمی به وجودآید .مدام به خودم یادآوری می کنم که این وظیفه من نیست.باید بروم در کابینم موسیقی گوش کنم به دوستانم زنگ بزنم ونباید مدام اضطراب یا احساس مسوولیت داشته باشم.کارگردانی برای من خیلی مفید بود .درباره نویسندگی –بازیگری  خیلی چیزها یادگرفتم همچنین یادگرفتم که  چطور  در زهنم همه چیز را کنار هم بچینم.تجربه کارگردانی برایم خیلی مفید بود.

 

-این تغییرات چیست؟

_دقیقا نمی دانم.زندگی عجیب و غریب است.یاد گرفتم با همه چی کنار بیاییم.به مرحله ایی رسیده ام که با تمام اولویت های زندگی ایم توانسته ام راحت برخورد کنم .نگران انتخاب هایم نیستم.

 

_شما و مت دیمن یکبار در ویل هانتینگ خوب همکاری بسیار مفیدی داشتید.

ایا زمانش فرا رسیده که دوباره در یک فیلم با هم همکاری کنید؟

_بله می خواستیم تا پایانامسال در فیلمی باهم همکاری کنیم که من رفتم سراغ کارگردانی یک پروژه و این همکاری تا سال آینده به تاخیر افتاد.سال اینده حتما با هم در پروژه ایی همکاری خواهیم کرد. مت همیشه سرش شلوغ است اما ادعا میک ند که می خواهد از فشار کاری اش کم کند.او قرار است در قسمت بعدی هویت بورن ایفای نقش کند وسپس در ماندلا.برای او مهم نیست که یک سال دیگر صبر کند .مت در شهر میامی زندگی می کند و فرصت دیدن او برای من کم پیش می آید .وقتی قرارباشد در پروژه ای با هم همکاری کنیم بهانه خوبی خواهیم داشت که دوباره با هم باشیم.

ترجمه ارغوان اشتری

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت15:47توسط arghavan | |

پ

 

در دوران قدیم هالیوود نشین ها یک تکیه کلام داشتند:یک بازیگر زن می تواند چقدر پیش پرداخت بخواهد؟.امروزه کمپانی ها ی در تنگنای مالی فقط علاقه مند هستند بدانند چه مقدار از سرمایه شان بازگشت مالی دارد زمانی که با یک بازیگر زن نقش نخست قرارداد می بندند.قطعا حضور  انجلینا جولی در یک فیلم فشار وتوجه بی امان مطبوعات را به پروژه می آورد .اما آیا او ارزش ایی بیش از ده میلیون دلار دارد؟(انجلینا جولی گران ترین بازیگر زن هالیوود است که دستمزد بالایی طلب می کند ).

براساس آخرین محاسبات مجله فوربس بازیگران زن هالیوود که بیشترین بازگشت مالی را برای کمپانی ها داشته اند اغلب شان بازیگرانی هستند که پول سازتر از آنجلینا جولی  برای آنها بوده اند.

اسامی که در فهرست ده بازیگر پولساز این مجله آمده بیشتر شامل ستارگانی با کارنامه متوسط است که از دستمزد 5 میلیون دلار ویا کمتر راضی هستند.

رتبه نخست این فهرست ده نفره" نیامی واتس " بهترین مصداق است.او در هرفیلم معتبری که همکاری میک ند معمولا  زمان حضورش روی پرده بابازیگر مرد نقش نخست مساوی است.نمونه اش "بین الملل" که در ان با کلایو اوئن همبازی بود.

دستمز د واتس براساس استاندارد هالیوود کم است.همین مساله به او کمک می کند تا سرمایه گذاران بازگشت مالی داشته باشند .به ویژه زمانی که او در فیلمی بازی می کند که به موفقیت عظیمی می رسدمانند کینگ کونگ(2005).این فیلم فروش جهانی 550 میلیون دالاری داشت. درازای هر دلاری که به  واتس در سه فیلم اخیرش  پرداخته اند این فیلمها به طور میاینگین 44 دلار دارامد داشته اند.

برای تهیه این فهرست کارشناسان مجله فوربس100 بازیگر مشهور هالیوود را مورد مطالعه قرار دادند.طبق شرایط تعیین شده هر بازیگر باید ظرف 5 سال گذشته دست کم در سه فیلم ایفای نقش کرده باشد که در بیش از 500 سالن به نمایش عمومی درامده باشد.

درمورد نیامی واتس "مسابقه بامزه"(2008) را حساب نکردند چون فقط در 288 سالن نمایش داشت.این فهرست حتی فیلمهای انیمیشن را هم شامل نمی شد چون بازیگران برای صداپیشگی در این نوع فیملها از دستمزدشان می کاهند.

در فهرست های گذشته مجله بازیگران باید برای هر فیلم  حداقل 5 میلیون دلار دستمزد می گرفتند اما این بار تصمیم گرفته شد که بازیگران با دستمزدهای پایینتر را هم مد نظر قرار دهند.

پول پرداخت شده به بازیگر در هر فیلم(شامل چک پیش پرداخت و هر پرداخت دیگری  به خاطر فروش فیلم –نسخه دی .وی .دی و فروش پخش تلویزیونی)محاسبه شد.سپس بودجه تخمین زده  شده فیلم(بدون در نظر گرفتن هزینه های تبلیغاتی) مبلغ فروش فیلم –نسخه دی.وی.دی و فروش  امتیاز پخش تلویزیونی  را مورد مطالعه قرار دادند تا به درآمد  کلی فیلم دست  پیدا کنندد.حقوق بازیگر را در سه فیلم اخرش با درامدهای جانبی از ان سه فیلم جمع کردند و کل درامد را بر دستمزد کلی بازیگر تقسیم کردند تا ببینند هر کدام چه مقدار بازگشت سرمایه داشته اند.بیشتر بازیگران این فهرست دارای یک نقطه مشترک بودند وآن اینکه هیچ کدامشان بار فیلم را به تنهایی به دوش نمی کشند . در هالیوود به ندرت زنی بازیگر اصلی یک فیلم است.در بیشتر موارد آنها نقش مکمل را دارند ویا در فیلمهای پربازیگری چون"او توجه ای به تو ندارد"حضور پیدا می کنند که در ماه فوریه به یک موفقیت غافلگیر کننده تبدیل شد و 177 میلیون دلار فروخت .

موفقیت این فیلم به جنیفر کانلی کمک کرد تا مقام دوم جدول را اشغال کند. به ازای هر دلاری که کانلی دستمزد گرفته به طور میانگین فیلم هایش 41 دلار فروخته اند.مقام سوم جدول به ریچل مک آدامز کانادایی رسیده است.این بازیگر جوان یکی از معدود بازیگرانی است که واقعا بار یک فیلم مانند  "مراقبت"(2005 وس کریون) بر دوش او بوده .مکادامز در این فیلم با کیلیان مورفی همبازی بود.او این ویژگی را داشته که در فیلمهای کم هزینه ایی ماتند مراقبت و "دفترچه خاطرات" (2004) ایفای نقش کند که با فروش خوبی روبه روشدند گرچه فروش فوق العاده ای نداشتند.به ازای هر دلاری که مک آدامز گرفته به طور میانگین هر فیلمش سی دلار فروخته است.

****

شاید این فهرست کمی سبب حیرت سینمادوستان شده باشد .وجود نام مریل استریپ و یا ریچل مک ادامز چندان دور از ذهن نیست اما نام هال بری ویا جنیفر کانلی غافلگیر کننده است.به هر حال در مقدمه با استدلال  کارشناسان مجله فوربس آشنا شدید. می پردازیم به فهرست این ده بازیگر پولساز امسال و فیملهای اماده نمایش آنها.

1-نیامی واتس

به تازگی بازی در "مسابقه جوانمردانه " را مقابل شان پن به پایان رسانده و به زودی در فیلم جدید وودی الن حضور خواهد یافت که هنوز عنوانی ندارد و فیلمی رومانتیک با بازی جاش برولین-آنتونیو باندراس- انتونی هاپکینز است.نیامی واتس یکبار به خاطر بازی در "21گرم " نامزد دریافت اسکار شد .او از دوستان نزدیک نیکول کیدمن است که پس از او وارد عرصه بازیگری شد.شاید خیلی ها بازی واتس را در جاده مالهالند " ساخته دیوید لینچ به خاطر داشته باشند. او با این فیلم به شهرت رسید.واتس در انگلستان به دنیا امده اما بزرگ شده استرالیا است.

2- جنیفر کانلی

در حال حاضرمشغول بازی در درام "مشکل ویرجینیا چیست؟" به کارگردانی و نویسندگی داستین لنس بلک است.فیلم درباره کلانتری (اد هریس) است که موقعیت اش را در خطر می بیند وقتی دخترش با پسر زنی جذاب و روانپریش نامزد می کند.کلانتر حدود بیست سال پیش نامزدی طولانی مدتی با این زن داشته است.با توجه به پیرنگ داستان و حضور کارگردانی چون داستین بلک که سال گذشته "میلک" را عرضه کرد از حالا می توان  کانلی را از بخت های نامزدی اسکار امسال دید.گویا او قرار است در "یخی در  انتهای دنیا" در مقابل مریل استریپ و شارلیز ترون  هم ایفای نقش کند .این درام درباره افسر بازنشسته نیروی دریایی است که به خانه اش در خلیج چساپیک باز می گردد اما غیبت طولانی مدت او بر خانواده افسر تاثیر شگرفی گذاشته است.جنیفر کانلی یکبار تندیس اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل را برای :یک ذهن خطرناک" ساخنه ران هاوارد کسب کرد.

3- ریچل مک آدامز

کریسمس امسال از او فیلم حادثه ایی –ماجراجویانه  "شرلوک هولمز " به نمایش درمی آید که در این فیلم با رابرت داونی جونیر همبازی است.اما تابستان سال اینده از او کمدی"صبح افتخار" به نمایش در خواهد

آمد که مقابا هریسون فورد –پتریک ویلسون و دایان کیتون حضور یافته است.دراین فیلم هریسون فورد و دایان کیتن نقش مجریان با سابقه ایی را دارند که می کوشند یک برنامه زنده صبح گاهی تلویزیون را به شهرت برسانندد.

4- ناتالی پورتمن

پس از شکست مالی :" دختر دیگر برولین"که فیلمی با مایه های تاریخی بود مدتی پورتمن از کانون توجهات دور شده بود.آخرین فیلم موفق ناتالی پورتمن " و برای وندتا" (2005) است.اما شاید خیلی ها از وجود نام او در این فهرست شگفت زده شده باشند.به هر صورت ناتالی پورتمن تا دوسال آینده برنامه کاری اش پر است.ماه دسامبر او مرکز یک مثلث عا شقانه در کنار جیک گیلنهال  و توبی مگوایر "برادران" است.این فیلم یک درام تاریخی است که دسامبر به نمایش درمی آید.اخیرا هم او مقاب ل دوربین فیم کمدی فانتزی"سرور من" رفته که همکاران بازیگرش عباتند از زویی دشانل –جیمز فرانکو و  دنی مک براید.به زودی هم در تریلر دراماتیک "قوی سیاه" به کارگردانی دارن آرونافسکی در کنار میلا کونیس ایفای نقش می کند وسپس در فیلم حادثه ایی و ماجراجویانه "ثور" حضور می یابد.

5-مریل استریپ

به زعم بسیاری او یکی از پر افتخارترین بازیگران زن هالیوود است که تاکنون15 بار نامزد دریافت جایزه اسکار و 2 بار برنده این جایزه شده است.حتما بازی او را در "یخ انتهای دنیا ببینید.اما پیش ار آاین قرار است نقش یک محبوبه را در کمدی رومانتیک "این پیچیده  است" مقلبل استیو مارتین و آلک بالدوین ایفا کند.

6- جنیفر انیستن

بازیگر ریز نقش مجموعه "دوستان" که یک پای ثابت فیلمهای کمدی رومانتیک است و دستمزد بالایی هم می گیرد.خیلی نمی توان نسبت به کیفیت چند فیلم اینده او نظر داد .اما بازیگران مقابلش همگی مورد توجه اند.در کمدی حادثه ایی "اعانه" انیستن مقابل جرارد باتلر ایفای نقش کرده و در فیلم کمدی رومانتیک "باستر" مقابل جیسون بیتمن ظاهر شده است.ولی قرار است که او نقش یک زندانی را در درام موزیکال مربوط به سال های 1940 "دختران گوری" ایفا کند و درآین فیلم به سبک کانتری اواز هم سردهد.

7- هال بری

این بازیگر دورگه یکبار به خاطر بازی در ":ضیافت اهریمن" برنده تندیس اسکار بهترین بازیگر زن نقش نخست شد و نامش را در تاریخ اسکار به عنوان نخستین بازیگر زن رنگین پوست برنده این تندیس ثبت کرد.ظرف دو سال گذشته هال بری بیشتر مشغول بچه داری بود ه اما قرار است این ماه از او درام بحث برانگیز "فرانکی و الیس "به نمایش درآید.وی در این فیلم نقش یک زن متعصب را دارد.در سال 2010 نیز قرارا ست در تریلر "موج سیاه" ایفای نقش کند.

8- کیت بلانشت

این بازیگر استرالیایی تبار برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل برای "هوانورد" ساخته مارتین اسکورسیزی است .او در این فیلم نقش کاترین هپبرن را داشت.بلانشت چندین بار نامزد دریافت اسکار شده است .او سال گذشته در فیلم محبوب منتقدان واعضای آکادمی علوم وهنر سینمایی "مورد عجیب بنجامین باتن" ساخته دیوید فینچر  و فیلم پرفروش " ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه کریستالی" ساخته استیون اسپیلبرگ ایفای نقش کرد ا ما تصمیم گرفت مدتی به خود استراحت بدهد.سال آینده او را مقابل راسل کرو در "رابین هوود" ساخته ریدلی اسکات خواهیم دید.

9- آن هاتاوی

او پس از بازی در "کوهستان برو ک بک"  (2005انگ لی )بیشتر کانون توجه قرار گرفت وسال گذشته نیز برای نخستین بارطعم نامزدی اسکار را چشید.در تریلر تعلیقی"مسافران"و کمدی "جنگ عروس ها" ایفای نقش کرد.هاتاوی در روز والنتیان درکنار جمعی از بازیگران مشهور ایفای نقش میک ند .هم چنین در آلیس در سرزمسن اعجایب که یک فانتزی خانوادگی به کارگردانی تیم برتن است مقابل جانی دپ حضور داشته است وی در "عشق و داروهای دیگر "هم کنار جیک گیلنهال ایفای نقش خواهد کرد.

10-هیلاری سوانک

تاکنون دوبار برنده اسکار بهترین بازیگر زن نقش نخست شده:"پسران نمی گریند " و " محبوب میلیون دلاری"

این فیلم آخری به مردم خاطر نشان کرد که هیلاری سوانک بازیگری فوقالعاده است.اما پس از محبوب میلیون دلاری(2004-کلینت ایستوود) هیلاری نتوانست موقعیت ممتاز خود را حفظ کند.شاید"املیا" زندگی نامه این زن خلبان  اسطوره ای  بتواند نام او را به عنوان یکی از بخت های مسلم اسکار امسال مطرح کند باید منتظر ماند ودید.

ارغوان اشتری

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت20:41توسط arghavan | |

گران تورینو

کارگردان :کلینت ایستوود           


فیلمنامه:نیک شینک

مدیر فیلمبرداری:تام استرن

موسیقی:کایل ایستوود –مایکل استیونس

تدوین:جوئل کاکس-گری.د. روچ

بازیگران:کلینت ایستوود(والت کوالسکی) –بی ونگ(تئو)- اهنی هر(سو)-کریستفر کارلی(پدر یانوویچ) برایان هیلی (میچ کوالسکی) جرالدین هیوز(کرن کوالسکی) برایان هو(استیو کوالسکی)اسکات ایستوود (تری)

محصول 2008 امریکا 116 دقیقه

ژانر:تریلر

 

خلاصه داستان:والت کوالسکی مردی میانسال زن مرده  و دارای تعصباتی است که علی رغم تغییرات دنیای اطرافش و همسایگانش در شهر میشیگان او به آنها پایبند مانده است.کوالسکی مردی ناشاد بااراده و بدخلق است که حتی نمی تواند با فرزندان و همسایگان اش کنار بیایید. او کهنه سرباز جنگ کره است که جایزه اش یک گران تورینوی مدل 1972 بوده و او آن را به خوبی نگه داری کرده است.وقتی یکی از همسایه های کوالسکی به نام "تئو" که نوجوانی بیش نیست و اهل گروه "همانگ " است تحت فشار از سوی اعضای گنگستری پسر عموی اش قرار می گیرد و می خواهد گران تورینوی والت را بدزد  وی مصمم می شود  جوانا ن را اصلا ح کند.والت برخلاف میل اش وارد زندگی خانواده تئو می شود و خیلی زود گام هایی برای حمایت از آنها علیه گنگسترها بر می دارد.

 

 

 

 

در متن و حاشیه: گران تورینو با بودجه 29.5 میلیون دلار تهیه شد و در کانادا و امریکا 246.4 میلیون دلار فروش کرد.پسر بزرک کلینت ایستوود با نام کایل موسیقی فیلم را تصنیف کرد و پسر کوچک ترش در این فیلم حضور داشت.

کلینت ایستوود در تهیه فیلم شریک بود . وقایع فیلمنامه اصلی در حومه مینه سوتا می گذشت اما تصمیم گرفتند داستان را در ایالت میشیگان فیلمبرداری کنند.در اوایل سال های 1990 فیلمنامه نویس نیک شینک تاریخچه و فرهنک گروه همانگ Hmong

را کشف کرد  زمانی که در کارخانه ایی در مینه سوتا کار می کرد.او همچنین پی برد که آنها شانه به شانه نیروهای جنوب ویتنام و متحدین امریکای شان در خلال جنگ ویتنام  می جنگیدند.بنابراین شینک تصمیم می گیرد داستانی بنویسد که در آن به این گروه اشاره ای هم داشته باشد.پخش فیلم را کمپانی برادران وارنر بر عهده داشت و نهم ژوئیه  امسال نسخه دی .وی .دی  گران تورینو عرضه شد.در مجموع منتقدان در سایت "راتن تومیتو" 80 درصد به فیلم نظر مثبت داشتند. وبه ان 7 امتیاز  از ده دادند.سایت"متا کریتیک"  که بر پایه صد به فیلمها امتیاز می دهد و نقدهای منتقدان مختلفی را منتشر میک ند  به گران تورینو در سی و  سه نقد ارایه شده 72 امتیاز داده است.

 

*نفد:

نویسنده :راجر ایبرت

تیتر:هری کثیف در میانسالی

 

مایلم مانند کلینت ایستوود رشد می کردم.ایستوود کارگردان –ایستوود بازیگر – ایستوود سرسخت و ایستوود میانسال.

کدام :شخصیتی در تاریخ سینما پنجاه وسه سال بازیگر سی و هفت سال کارگردان –برنده دو اسکار کارگردانی – دو اسکار بهترین فیلم-برنده جایزه تالبرگ بوده و در سن 78 سالگی توانسته خود را در فیلم خودش کارگردانی کند و بدجوری رذیلانه هم به نظر برسد؟ پاسخ: هیچ کس. همین هم  زیاد است.

در "گران تورینو" باری دیگر ایستوود نقش یک شمایل امریکایی را دارد اما این بار یک بازنشسته کارخانه اتومبیل سازی دیترویت –نژاد پرست-و بدخلق است که تفتگ اماده شلیک هم دارد.به گمان مان "هری کثیف" ای در پانسیون است اما پی بردم که او بازنشسته کارخانه اتومبیل سازی است.پس هری کثیف ایی بیکار نیست.ایستوود نقش مردی سرشار از آنرژی را ایفا می کند که بیشتر انرژی اش را برای کنترل خود به کارمی گیرد.به نظر می آید هرکلمه و هر اخم او از ژرفایی در ذهن نشات می گیرد.کوالسکی خانواده  آسیایی همسایه را "زردها" می نامد و الفاظ بسیار دیگری که می بایست از آنها یک تحقیقات بنویسد.به نظر والت اینها چه معنایی دارد؟وقتی که وی با "تئو"آشنا می شود اورا همراه خود به آرایشگاهش می برد تا درسی از نحوه ی حرف زدن امریکای ها به او بدهد. والت و ارایشگر یکدیگر را "دی گو" و خیلی چیزهای دیگر می نامند. وتئو باید حالت روحی آنها را درک کند.

من این صحنه را از  واقع گرایی بسیار دور دیدم و حیران ماندم که والت می کوشد چه چیزی را به تئو یاد دهد.بعدا پی بردم که والت نمی دانست این واقع گرایی نیست.

وی به اندازه یک گارد امنیتی تزاد پرستی ندارد که از امنیت خود دفاع می کند .او روی ایوان خانه اش می نشیند  واز تئوری ایی دفاع می کند که می گوید حق انسان است تا ته دنیا برود .همسر والت مرده (خیلی دوست داشتم او را ببینم) و پسرانش یکبار دیگر شیر فهم شده اند که این حرامزاده پیر دلش نیمی خواهد انها کاری به کارش داشته باشند.از نظر او پسرانش فضول باشی هایی هستند که حرفه های بی خودی دارند و نو ه اش یک ماشین حرص و ولع و خود رای است.

والت تمام روز در ایوان خانه اش می نشیند وقتی که تعمیراتی درخانه ندارد و یا روی گران تورینوی مدل 1972 اش کار نمی کند:اتومبیلی که خود در کارخانه فورد در سر هم کردن قطعات آن در خط تولید مشارکت داشته است. وی خیلی چیزها را می بیند.گنگسترهای "همانگ" می کوشند "تئو" ای آرام را وارد کسب و کارشان کنند. انها تئو را تهدید می کنند تا وادارش کنند گران تورینوی والت را بدزد.والت تئو را غافلگیر میکند  و در شلیک کردن  یا نکردن به او درمی ماند.

سپس خواهر تئو "سو" نزد والت می رود تا از طرف خانواده اش عذر خواهی کند.وقتی "سو" مورد تهدید قرار می گیرد چشمان والت تنگ می شود اخم می کند و خودش را درگیر می کند چراکه طبیعت اوست.

به خاطر چنین مسائلی زندگی والت به طرز عجیبی با این آدمها پیوند می خورد  "سو" توضیح می دهد که گروه همانگ مردم کوهستان نشین لا ئوس و متحد امریکایی ها هستند که به آنها توصیه شده جلای وطن کنند. ازمیان هم نسلان ایستوود شاید جیمز گارنر توانایی ایفای ای نقش را داشته باشداما به گمانم او هم برای این نقش زیادی خوشایند است.ایستوود این نقش را خوشایند بازی نمی کند . والت به خاطر انچه هست از کسی مغذرت نمی خواهد .به همین دلیل وقتی تصمیم می گیرد همسایگانش را بیشتر از خانواده اش دوست بدارد اتقاقی در او می افتد."گران تورینو" حکایتی لیبرال نیست.بیشتر به بیرون ریختن از ماهی تا به ایی در حال سوختن و ریخته شدن در دیگی درهم جوش می ماند.

من اعتقاد دارم که گران تورینو درباره دو مساله استشکوفایی دیر هنگام ذات بهتر یک مرد و نژادهای مختلف امریکایی که ازادانه تر در قرن جدید رشد می کنند .فیلم به دگرگونی های بزرگ نمی پردازد بلکه به این مساله اشاره دارد که بهتر است به همسایه "زرد " خود توجه کنید همانطوری که به عزیزانت توجه میکنی  واین نکته کارساز است ا گر دارای همسایگانی باشی  و زردها در نزدیکی است سکونت داشته باشند.

-خلاصه شده از مقاله راجر ایبرت

 

کلینت ایستوود :انتظاری ندارم.

-ایا  چهار سال پس از آخرین حضورتان مقابل دوربین به شدت دنبال نقش بودید؟

- خیر .صرفا دنبال نقش نبودم.برای هم سن وسالان من چندان نقش خوب وجود ندارد.پس از محبوب میلیون دلاری با خودم گفتم دیگر بس است نمی خواهم باز هم مقابل دوربین ظاهر شوم.اما این نقشی بود که هم سن من بود. ابتدا تهیه کننده راب لورنزو فیلمنامه را خواند و به نظرش جذاب امد سپس ازمن خواست که نگاهی به فیلمنامه بیاندازم.من هم آن را خواندم و خودش  بود! زمان هم مناسب بود. در مراحل پایانی "بچه اشتباهی"بودم و داشتم موسیقی اش را می ساختم.نمی خواستم معطل بمانم.

 

 -چرا خواستید نقش والت کوالسکی را بازی کنید؟

-از این ویژگی اش خوشم امد که به نوعی دیوانه و اهل اهانت کردن بود کاراکتر منحصر بفردی که فکر کردم خیلی خوب می شناسم.من در دورانی بزر گ شدم که چنین آدمهایی زیاد بود.به نظر می اید  در آن دوران هیچ کس ترسی از بیان افکار و اعقایدش نداشت. وی کهنه سرباز جنگ ویتنام است .در ابتدای داستان همسرش را تازه از دست داده با دوپسرش غرابتی ندارد .به زعم والت آنها اورا به حساب نمی آورند .خاناوده والت توجه چندانی به اوندارند.انها بزرگ شده اند و دل  شان نمی خواهد با این پیرمرد حشرو نشر داشته باشند.نو ه هایش هم ینطور مگر قرار باشد چیزی از او به آنها لرث برسد.بیشتر دوستان والت مرده اند .او پنجاه سال در کارخانه موتور سازی  فورد کار کرده و همسایگانش همه کارمندان کارخانه بودند اما حالا جای شان را مهاجران گرفته اند و ااو این تغییراتی که می بیند دوست ندارد.

 

_چه رویکردی برای ایفای نقش چنین کاراکتر نژادپرستی داشتید؟

_باید با این نقش راه می آمدم.اگر تمام ویژگی هایش را به نمایش نمی گذاشتم به یکی از کاراکترهای ورشکسته فیلمهای هالیوودی شبیه می شد.اگر بنا بود چنین شخصیتی را بازی کنم باید تمام و کمال ان را به تصویر می کشیدم.نمی توانستم در این نقش اقای نازنین باشم.

قطعا والت شخصیتی نزاد پرست و متعصب است اما به خاطر روابط تحمیلی با خانواده همسایه مقدار زیادی شکیبایی و تحمل یاد می گیرد.وقتی والت به کمک انها می شتابد و می کوشد پسر نوجوان را نجات دهد و به ا و جاه طلبی اصول اخلاقی  زیبایی شناختی  بیاموزد  تغییر می کند .

 

-چقدر برای تان  آسان  بود که پس از چهار سال دوباره ایفای نقش کنید؟

_سخت نبود.55 سال است که دارم بازیگری می کنم.داستان از ایت قرار است که کاراکتر را به ذهنت می سپری و سپس جلوی دوربین آن را اجرا می کنی  . خوشحال بودم که جلوی دوربین برگشتم.ایفای نقش چنین شخصیت عجیب و غریبی جالب بود.

 

 

-بیشتر از بازیگران غیر حرفه ایی در این فیلم استفاده کردید.چگونه آنها را راهنمایی می کردید تا نقش را انطوری ایفا کنند که می خواستید؟

-جوانان هفده هجده ساله ایی را انتخاب کردم که ابدا تجربه بازیگری نداشتند.اما خیلی خوب بازی کردند و حس واقع گرایی به فیلم دادند."بی ونگ" بازیگر نقش تئو خیلی باهوش و به نوعی بی توجه بود .همین ویزگی کمک کرد چون کاراکتر تئو هم همین خصوصیت را داشت.کوشیدم به آنها آزادی عمل بدهم .بهشان گفتم مجبور نیستسد به دیالوگ ها و کلمات وفادار باشید.تلاش کردم حال و هوای شخصیت ها را به آنها بفهمانم تا به انگیزه کارکترها فکر کنند .اما زیادی هم فکر نکنند و اجازه دهند غرایزشان به کمک شان بیایید.

 

_"گران تورینو" موفقیت بسیاری در امریکا کسب کرد .انتظارش را داشتید؟

_انتظار هیچ چیزی را ندارم.همیشه منحیر می مانم که به چه دلیلی مردم فیلمی را دوست دارند و به فیلمی دیگر توجه نشا نمی دهند .هر فیلمی که می  سازم به این امید است که کسی دلش بخواهد آن ر تماشا کند .اما هرگز این را نفهمیدم. وقتی گران تورینو به نمایش عمومی درامد نقدهای خوبی  درباره اش نوشتند اما همیشه لزوما نقد مثبت به معنی دوست داشتن مردم نیست.وقتی جامعه شروع کرد به دوست داشتن فیلم با خودم گفتم که "خوبه موفق شدم."

فکر کردم قشر میان سال باید برود وفیلم را ببیند و به شباهت های روابط خو د با روابط خانوادگی و.الت پی ببرد.اما جوان ها هم فیلم را دوست داشتند.

_چنین موفقیتی نوعی جایزه است؟

-قطعا بله.در سن 78 سالگی حضور داشتن در فیلمی موفق خودش خوب است.گران تورینو فروش بهتری از محبوب میلیون دلاری داشت اما دلیلش را نمی دانم.همین نکته ی بحث برانگیز است که باعث تداوم حضور در سینما می شود.شما هرگز در ک نمی کنی و هرروز نکته جدیدی را یاد می گیری.

ترجمه"ارغوان اشتری

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت20:39توسط arghavan | |

جشنواره ونی جشنواره فیلم ونیز قدمتی بس کهن دارد.در حقیقت از قدیمی ترین جشنواره های سینمایی جهان است که نخستین بار در سال 1932 آغاز به کار کرد .اما به دلایل متفاوت  نظیر برافروخته شدن اتش جنگ جهانی دوم  در سال های ابتدایی دهه چهل در برگزاری اش مدتی وقفه افتاد.

جشنواره ونیز  پس از جشنواره فیلم کن از معتبرترین جشنوار های سینمای جهان به حساب می آید.که امسال شصت وششمین دور ه اش در شهر ونیز برگزارشد. روز دوم سپتامبر(11 شهریور) با نمایش "باریا" جدیدیترین ساخته جوزپه تورناتوره این جشنواره آغاز به کار کردو شنبه دوازدهم سپتامبر ( بیست ویک شهریور) با اعلام برندگان بخش مسابقه وجنبی به کار خود پایان داد. دوران برپایی جشنواره مصادف شد  با تحریم سینماگران ایتالیایی چراکه دولت ایتالیا حمایت های مالی خود در زمینه سینما را کاهش داده  در حقیقت 130 میلیون یورو از بودجه بخش های تولید فیلم کاسته است.کاهش بودجه مترادف خواهد بود با بیکاری بخشی از فعالان این عرصه.جالب آنکه  فیلم پر هزینه تورناتوره را دولت سیلیو برلوسکنی تهیه کرده است.مدیر جشنواره مارکو مولر امسال  از بازیگران و ستارگانی چون جرج کلونی –ویگو مورتنسن و نیکلاس کیج دعوت کرده بود تا در این رویداد سینمایی حضور بهم رسانند. این در حالی بود که هر سه این بازیگر ها فیلمهای جدید شان در جشنواره به نمایش در می آمد.اجرای مراسم افتتاحیه و اختتامیه بر عهده بازیگر مشهور ایتالیایی فیلم "پستچی دو" ماریا گرازیا کوچینو تا بود.در سال 1994 پستچی دو در جشنواره ونیز به نمایش درامده بود و همان سال اسکار بهترین فیلم غیر ا نگلیسی زبان را برده بود.امسال از سیلوستر استالونه بازیگر و کارگردان تجلیل به عمل آمد . با حضور جرج لوکاس نیز طی مراسمی از جان لاستر  کارگردان انیمیشن های مشهور داستان اسباب بازی یک و دو و دیگر  رفقایش در کمپانی  پیکسار تجلیل شد.امسال ریاست هیات داوران بر عهده آنگ لی بود  وبازیگر فرانسوی ساندرین بونایر –لیلیانا کاوانی  -آانوراگ کیشاپ و مولو چیانو لیگا بونه دیگر اعضای هیات داوران بود.

23 فیلم در بخش مسابقه جشنواره ونیز شرکت داشت .تهرون ساخته نادر تکمیل همایون و چاله ساخته علی کریم در بخش هفته منتقدان به نمایش عمومی در آمد.زنان بدون مردان ساخته شیرین نشاط کارگردان ایرانی الاصل در بخش مسابقه به نمایش درآمد .رامین بحرانی هم که فیم سازی با اصلیتی ایرانی و ساکن آمریکا است داور بخش منتقدان بود . فیلم کوتاه او کیسه پلاستیکی اففتاحیه بخش مسابقه فیلم کوتاه جشنواره بود.اما سینمای ایران حضور رسمی در بخش مسابقه نداشت و  فقط حضور ایرانی تباران ساکن خارج و آثارشان در این جشنواره به چشم می آمد .حنا مخملباف نیز در بخش خارج از مسابقه روزهای سبز را به نمایش درآورد.در بخش جنبی جشنواره با نمایش جنگ بزرگ از ماریا مونیچلی –استاد سینمای کمدی ایتالیا –تقدیر به عمل آمد .به مناسبت صدمین سال روز تولد آکیرا کورساوا میزگردی با حضور کارشناسان و منتقدان سینمایی برگزار شد.از اعضای سرشناس این میزگرد می توان اشاره کرد به ریچارد کورلیس( منتقد مجله تایم) میشل سیمان (سردبیر نشریه پوزتیف) وترویو ناگومی دتسیار کوروساوا.

 

جرج کلونی یکی از بازیگران مهمان جشنواره امسال با دو فیلم خبرچین ساخته استیون سادربرگ در بخش خارج از مسابقه و مردانی که به بزها خیره می شوند ساخته گرانت هسلاو در ونیز حضور یافت.خبرچین داستان واقعی مارک ویتاسری است او که مدیری فاسد بود یا کشرکت عظیم کشاورزی به راه انداخت .مت دیمون دیگر بازیگر این فیلم برای نقشی که داشت 14 کیلوگرم وزن اضافه کرد.

مردانی که به بزها خیره می شوند" داستانی  کمدی دارد که برگرفته از  کتاب جان رانسون و متاثر از رویدادهای واقعی است.در این فیلم علاوه بر جرج کلونی ایوان مک گرگور  کوین اسپیسی و جف بریجز حضور دارند.داستان درباره گزارشگری با نام باب ویلتون (مک گرگور) است که وارد منطقه جنگی می شود وبا لین کسدی (جرج کلونی)  آشنا می شود.لین کسدی یکی از اعضای یکان ارتش است که می خواهند راه و رسم جنگیدن را بابه کارگیری نیروهای خلاف طبیعت تغییر دهند. این دو از کویت به عراق می روند و ....

جرج کلونی در کنفرانس مطبوعاتی فیلم می گوید: ما به فیام اینگونه نگاه نکردیم که درباره  جنگ عراق است.به نظر ما یک فیلم کمدی درباره ایده های عجیب و غریب بود "این فیلم

 

 نخستین تجربه فیلمسازی گرانت هسلاو است که در "شب بخیر و موفق باشید" با جرج  کلونی همکاری داشت.

ویگو مورتنسن دیگر بازیگر حاضر در جشنواره با جاده ساخته جان هیل کوت در بخش مسابقه جشنواره حضور داشت.فیلم برگرفته از رمان پرفروش کورمک مکارتی داستان پدری درمانده و پسری را در آمریکای ویرانه در آینده خیلی نزدیک روایت می کند.هم چنین فیلم پیش بینی می کند که این آینده خیلی هم دور نیست.نقش پسر ویگو مورتنسن را کودی اسمیت- مکفی گمنام ایفا می کند .شارلیز ترون هم در سکانس های رجعت به گذشته نقش همسر ویگو مورتنسن را دارد.ویگو مورتنسن اصرار داشت که در مرکز فیلم یک داستان عاشقانه جریان دارد .او می گوید:"فیلم درباره مساله ایی است که هرکسی می تواند درک کند و باآن رابطه برقرار کند.چه بر سر فرزند من خواهد امد اگر من دور وبرش نباشم تا از او مراقبت کنم؟ پیش از آغاز فیلمبرداری من این شانس را داشتم تا با مکارتی تلفنی صحبت کنم و سوالات خودم را مطرح نمایم.در پایان گفت وگو ی مان او دربار ه پسرش و من هم درباره فرزندان خودم حرف زدم.سرانجام آنچه را که باید فهمیدم."

نیکلاس کیج و اوا مندس

این دوبازیگر به دلیل نقش افرینی در جدیدترین فیلم ورنر هرتسوگ سرباز بد در جشنواره حضور یافتند.

سرباز بد شاید نسخه جدیدی از فیلم ایبل فررا و محصول 1992 نباشد اما عنوان فیلم جدید از فیلم ایبل فررا گرفته شده است.فررا چندان دل خوشی از این حرکت ندارد و امیدوار است که سازندگان فیلم به درک بروند!

در نسخه جدید نیکلاس کیج نقش نخست را بر عهده دارد .ورنر هرتسوگ هم شخصا تا زمان نمایش فیلم فررا را ندیده بود اما امید داشت که یکدیگر راببینند و سوتفاهم برطرف شود.ئر نسخه سال 1992 هاروی کایتل نقش پلیس کاتولیکی را بر عهده داشت. اوا مندس در کنفرانس مطبوعاتی فیلم اعتراف می کندکه "من حتی فیلمنامه را هم نخواندم.وقتی نام هرتسوگ را شنیدم موافقت خودم را برای بازی اعلام کردم."

منتقدان بازی کیج را در کسوت ترنس مک دونو ستودندو خیلی ها بازی او را بهترین نقش افرینی اش در چند سال اخیر توصیف کردند .اما فیلم چندان با واکنش شایان توجه منتقدان روبه رو نشد. ایبل فررا نیز اعلام کرد از نیکلاس کیج و ورنر هرتسوگ  گله ای ندارد بلکه گله اش از تهیه کنندگان فیلم است.

هوگو چاوز

بله نام اورا درست شنیدید .رئیس جمهور ونزوئلا  سوژه اصلی  مستند جدید الیور استون  جنوب مرز بود که در ونیز به نمایش درامد. نخستین نمایش جهانی جنوب مرز در ونیز بود .صدها علاقه مند به چاوز با فریا دریس جمهور ریس جمهور از او استقبال کردند چاوز نیز گلی به سوی علاقه مندانش پرت کرد.الیور استون خود اعتقاد داردکه واقعیت را درباره نقش چاوز در تغییرات امریکای جنوبی نمایش داده است.هوگو چاوز از منتقدان قدیمی سیاست دولتمردان امریکا است.

استون می گوید:"رسانه های امریکایی از جمله شبکه فاکس نیوز و دولت امریکا چاوز و دیگر رهبران چپ گرای امریکای جنوبی را کوچک جلوه داده اند."

عمر شریف

با فیلم مصری مسافر ساخته احمد ماهر در جشنواره ونیز حضور بهم رساند .این بازیگر 77 ساله که با لورنس عربستان (1962) و سه سال  بعد  با دکتر ژیواگو به شهرت بیشتری دست یافت به یاد دارد که روزهای نخست حضورش در صنعت سینمای امریکا ابدا آسان نبود."به خاطر اینکه تنها عرب حاضر در هالیوود بودم باید در انتخاب هایم بسیار دقت می کردم."

"برای مثال کمپانی کلمبیا پیکچرز قرارداد 5 ساله با من بست پس از آنکه در لورنس عربستان بازی کردم .اما آنها وقتی در دکتر ژیواگو بازی کردم کمی بعد من را با قیمت 15 هزار دلار به کمپانی مترو گلوین مه یر واگذار کردند.دتمزد من برای بازی در یک فیلم 15 هزار دلار بود.وکیل امریکایی من می گفت می توانیم از آنها شکایت کنم اما قبول نکردم.دلم نمی خواست به عنوان بازیگری پول پرست به من نگاه کنند."

این بازیگر دیگر نه به گذشته فکر میک ند ونه به آینده بلکه فقط به زمان حال می اندیشد.

مسافر نخستین تجربه کارگردانی احمد ماهر است و عمر شریف نقش حسن در دوران پیری را ایفا می کند .حسن کاراکتر اصلی فیلم است که داستان به سه مقطع مهم زندگی او متمرکز می شود.مسافر در بخش مسابقه جشنواره به نمایش درامد.

مایکل مور :مستند جدید او با نام کاپیتالیسم :یک داستان عاشقانه با حضور خود وی به نمایش درامد وبا بااستقبا هم روبه روشد اما منتقدان این مستند را فاقد سوژه قدرتمند او در فارنهایت 9/11 می دانند.

بازگیز ایتالیایی مارگریتا بای به خاطر ایفای نقش در فضای سفید ساخته فرانچسکا کامنچینی مورد تحسین منتقدان واقع شد  ویکی از بخت های مسلم کسب جایزه بهترین بازیگز زن بود اما قافیه را به کسنیا راپاپورت بازیگر ساعت مضاعف باخت.فرانچسکا نقش مادری مجرد را در فضای سفید ایفا می کند که به خاطر وضع حمل زودتر از موعد باید در ناتظار بماند.فضای سفید یکی از چهار فیلم ایتالیایی بخش مسابقه بود."لولا" ساخته بریلانته مندوزا محصول کشور فلیپین در بخش مسابقه پذیزفته شد و خیلی ها از این انتخاب در حیرت مانده بودند.داستان درباره دو مادربزرگ در راغه های شهر مانیل و زندگی در فقر است.هردو پیرزن باپیامد قتل نوه های شان-یکی قربانی و دیگری متهم به قتل –سردرگریبانند.

پس  از نمایش فیلم منتقدان فیلم راستودند و بازی بازیگران کهن سال فیلم آنیتا لیندا و راستیکا کارپیو ی به تزتیب 84 ساله و 74 ساله مورد تحسین قرارگرفت.مندوزا امسال به خاطر "کیناتای" جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره کن را گرفت.کارگردان امریکایی تاد سولوندز با زندگی در دوران جنگ و نقش افرینی شارلوت رمپلینگ و آلی شیدی در بخش مسابقه حضور داشت .شارلوت رمپلینک خود نیز در جشنواره حاضر بود.تاد سولوندوز که او راا با وودی الن مقایسه می کنند صریحا تاپیر گرفتن از آثار وودی الن را می پذیرد..در شب اختتامیه جایزه بهترین فیلمنامه را به او اهدا کردند.در روزهای پایانی جشنوارهمرد تنها نخستین تجربه کارگردانی تام فورد با بازی کالین فرث و جولین مور به نمایش درآمد .تام فورد که طراح لباس مشهوری در امریکا است وبرای نخستین بار پشت دوربین قرار گرفته بسیار هیجان زده به نظرمی رسید.مرد تنها برگرفته از کتابی به همین نام نوشته کریستفر ایشروود است.جالب آنکه کالین فرث به خاطر بازی در همین فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره را در شب اختتامیه کسب کرد.این بازیگر بریتانیای الاصل بیشترین شهرت اش را مدیون مجموعه تلویزیونی غرورو وتعصب است .او که همسری ایتالیایی دارد پس از کسبب جایزه به خبرنگاری انگلیسی گفت که "بعید می دانستم دست خالی مراسم را ترک کنم." وی حتی به زبان ایتالیایی روی سن تشکر کرد.این بازیگر 49 ساله تاکنون جایزه مهمی در عرصه بازیگری نبرده بودو فقط چند مرتبه نامزد جایزه بافتا برای غرورو تعصب و خاطران بریجیت جونز شده بود.جایزه بهترین بازیگر زن به کسنیا راپاپورت رسید که روسی تبارو ساکن ایتالیا است .وی در ساعت دوگانه نخستین تجربه  کارگردانی جوزپه کاپاتوندی نقش سونیا را ایفا می کند.به قوام نتقد ایکرین دیلی ساعت دوگانه نشان می دهد مه سینمای ایتالیا ورای درام های خوش رنگ ولعاب و کمدی های سخیف حرفی برای گفتن دارد.جایزه مارچلو ماستزویانی بهترین بازیگر مرد یا زن تازه کاربه جاسمین ترینکا برای رویای بزرگ ساخته میشل پلاسیدی محصول ایتالیا رسید.فیلم کمدی آشپزخانه روح ساخته فاتح اکین ترک تبار و محصول المان با استقبال منتقدان روبه روشد .داستان در شهر هامبورگ آلمان می گذشت آکین اعتراف میک ند که تعمدا ژانر کمدی ر ابرگزیده است چراکه به عنوان کارگردان دلش می خواهد تجربه اندوزی کند.جایزه ویزه هیات داوران به فاتح اکین وفیلمش رسید.

اما شیر طلای ونیز را به لبنان ساخته سمئول مائوز محصول مشترک المان فرانسه و اسرئیل دادند که به نخستین    روزهای جنگ سال 1982 در لبنان  و چهار سرباز اسرائیلی بی تجربه می پرداخت..جالب انکه اهدای این جایزه نوعی دهن کجی به همکاران سینمایی بود چراکه چهره های مشهوری چون دنی گلاور  کن لوچ و جین فاندا به برگزاری بخش درز جشنواره تورنتو اعتراض کردند  که قرار بود به تولید فیلم در شهر تل آویو بپردازد. این دذ حالی است که جشنواره تورنتو هم اکنون در حال برگزاری است.

از دیگر فیلمهای مهم بخش مسلبقه امسال جشنواره ونیزمی توان اشاره کرد به 36 نما از قله سن لو (ژاک ریوت محصول فرانسه)ماده سفید(کلر دنیس-فرانسه) آزار(پاتریس شرو-فرانسه) وبقایای مردگان(جرج رومروآمریکا)

پرونده شصت وششمین جشنواره ونیز شنبه شب بسته شد .درحالی که کارگردان های نامدار امسال در کسب شیر طلای ونیز بی بهره ماندند.

ارغوان اشتری

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت20:37توسط arghavan | |

چند وقتی است که دستم به هیچ کاری نمی رود.منهای افسردگی اجتماعی که خیلی ها دچارش شده ایم.همه چی رنگ خود را از دست داده است یا به عبارتی رنگ باخته است.

دیگر نه هوای شهرم تمیز است ونه دلم صاف.

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت18:28توسط arghavan | |

جرقه

پشت صندلی نشسته وقوز کرده.چراغ مطالعه  مانند خورشید بر صفحات خالی کاغذ می تابد.مداد بیکار کنار دستش افتاده .آن را بر می د ارد .به تنش پیچ وتابی می دهد  ونوشتن را شروع می کند .گاهی سر را بلند اما ادامه می دهد ولی  باز در می ماند .نمی داند قهرمان زن داستان را چه کند.بماند یا برود؟

صحنه های ماند ن و رفتن او بر ذهنش هجوم می آورند.چکار کند؟ درمانده است.خسته شده.بلند می شود کامپیوترش را روشن  پوشه آهنگهای قدیمی را انتخاب و فضا را با صدای موسیقی پر می کند.چشمانش خسته اند.سیگار نیمه سوخته اش را از نو آتش می زند و گوشه لبش می گذارد. چشمانش ناخودآگاه روی هم می رود.اگر کتاب را تمام نکند دیگر نمی داند جواب زنش را چه بدهد .یک ماهی است که از کارمندی استعفا داده کت وشلوار هروز بشور وبپوشش را آویخته به دیوار ونشسته پشت میز.آمده دنبال رویایش.می خواهد نویسنده شود اخر در خود این را می بیند.زنش هرکاری که بلد بوده انجام داده عشوه امده خواهش کرده دعوا کرده تا اورا برگرداند سرکار اما نتوانسته.

تقه ی به در می خورد.زن با سینی چای و کیک وارد می شود.با تغییر آن را می کوبد روی میز.زیرلب غری میزند و چشم غر های هم می رود .اما می رودبیرون.مرد نفس راحتی می کشد اما اینبار پک محکمی می زند به این سیگار لعنتی.خدارا شکر که بحث را دوباره شروع نکرده.

دوباره از نو شروع می کند .این بار قهرمان مرد را می خواهد به سلابه بکشد.بالاخره این گره داستان باید جایی باز شود.خم و چم روایت از دستش دررفته مثل کلاف کاموا یی شده که دیگر نمیداند سرش کجاست وته اش .عصبی است اگر نتواند ادامه دهد چه کند.ریسک بزرگی کرده.برای یکبار در زندگی اَ به دنبال رویایش آمده.یادش می آید که مادرش همیشه او را به خواندن ومطالعه تشویق می کرد.هربار که انشای خوبی می نوشت حس غرور را توی چشمان مادرش می دید.اما این بار بابا بود که نیم نگاهی از روی وظیفه به دفترش می انداخت و می گفت:"پسر جان روح لطیف به چه دردتت می خوره ادبیات خوبه.اما برات نون و آب نمی شه"

دوباره به خودش می  یاد.از نوشروع مکیند .کمی قوت گرفته.دست کم از سر لجبازی با اون بابای کله شق وبد اخلاق و استعداد کور کن هم که شده باید ثابت کنه که می تونه.این بار صفحات قلم خورده رو از نو برمی داره دوتای ان را مچاله وپرت می کنه توسطل آشغال.این بار سبکترشده .چون یک گره را پیدا کرده. می نویسد .قلم روی کاغد می دود.انگاری به برق وصل شده انقدر می نویسد تا اینکه از درد دست قلم را ول می کند روی میز و به پشتی صندلی تکیه می زند.حالا فهمیده چطوری داستان را تمام کند همون بابای بدخلاق جرقه رو تو ذهنش زد.

اردیبهشت 88

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت10:4توسط arghavan | |

همه هستی من آیه تاریکیهاست

که تورا درخود تکرار کنان

 به سحرگاه شکفتن ها و رستن ها ابدی خواهم برد

من در این ایه تورا آه کشیدم آه

 من دراین آیه تورا به درخت و آب وآتش پیوندزدم

 پ.ن:بدشانسی از این بدتر یک خروار نشستم تایپ کردم اما همش موقع پست مطلب پرید.

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت22:2توسط arghavan | |

The kit runner

بادبادک باز

کارگردان:مارک فورستر-فیلمنامه:دیوید بنیوف برگرفته از کتاب بادبادک باز به قلم خالد حسینی مدیر فیلمبرداری:روبرتو شیفر تدوین:مت چس  موسیقی:آلبرتو ایگلسیاس  طراح صحنه:کارلوس کونتی طراح دکوراسیون:ما ریا نی –کارولین اسمیت

بازیگران:خالد عبدالله(امیر) آتوسا لئونی(ثریا)- شان توب(رحیم خان)-همایون ارشادی(بابا)- بهرام احساس(ولی) سید جعفر مسیح الله قریب زاده(عمر)-زکریا ابراهیمی(کودکی امیر) الهام احساس(کودکی آصف)

محصول 2007امریکا128  دقیقه

خلاصه ی داستان: امیر پسر خانواده ی ثروتمند افغانی از قوم پشتون و حسن پسر پیشخدمت خانواده از اقلیت هزاره است. این دوپسر روزها را در دوران صلح امیز شهر کابل سالهای 1970 با هم می گذرانند.بادبادک بازی می کنند  شیطنت  می کنند  ودر خیابانها پرسه می زنند.پدر امیر "بابا" عاشق هردو پسر هاست.اما گاهی به نظر می اید حسن را به خاطر روحیه ی مردانه اش بیشتر می پسندد.او از امیر عیب جویی می کند.مادر امیر در دوران کودکی مرده و امیر می ترسد  بابا اورا به خاطر مرگ مادر سرزنش می کند. امیر تصویر پدر را در" رحیم خان" دوست بابا ی اش می  یابد و...............

 

 

تیتر:طراحان بین المللی در خدمت فیلمی شرقی

 

تولید فیلمی برگرفته از کتاب مشهور و محبوب خالد حسینی  نیاز به رویکردی بین المللی و  روابط چندگانه داشت.کارگردان "مارک فورستر" حماسه ایی شخصی را همراه با داستانی انسانی روایت می کند که اتفاقاتش ظرف سی سال در افغانستان پاکستان و منطقه ی "بی اریا"ی شهر سانفرانسیسکو می گذرد.

طراح صحنه کارلوس کونتی و دکوراتورهای صحنه کارولین اسمیت و ماریا نی  هرکدام سه ملیت مختلف از سی و پنج ملیتی بودند که در این گروه دست به دست هم دادند تا پروژه ای بین المللی  را به لحاظ بصری جان ببخشند.

گروه تولید به چین سفر کردند تا ار مناطق چینی برای لوکیشن بازبینی نمایند و به قول مارک فورستر  "بادباک باز" نخستین فیلم امریکایی است که از مناطق چینی برای به تصویر کشیدن ملیتهای دیگر استفاده می کند .مناطق بکر  و دور افتاده غرب ایالت شرق ترکستان(در چین) و خیابانهایی در بیجینگ به افغانستان  پاکستان و حتی شمال کالیفرنیا تبدیل شدند و با چند روز فیلم برداری در شهر سانفرانسیسکو فیلمبرداری پایان یافت.مارک فورستر می گوید:"کابل سال های 1970 از بین رفته است. در این  شهر امروزه احساس خوبی جریان دارد و همه چیز از نو آغاز شده ا ست .پس از دوران اشغال اتحاد جماهیر شوروی و حکومت طالبان و در پی اش حمله  ی امریکا   دیگر این شهر بدرد فیلمی نمی خورد که به سال های  دور کابل اشاره دارد."

میان تیتر:کاشگر و تاشگار

پس از در نظر گرفته شدن لوکیشن هایی در کشورهای ترکیه مراکش و هند  گروه تولید پایگاه اصلی شان را در شهر کاشگر (با چهارصد هزار نفر جمعیت) یافتند که نزدیک مرزهای افغانستان و پاکستان قرار دارد و از شهر بیجینگ تا این شهر نه ساعت با هواپیما فاصله است.ساکنان بومی منطقه"وگر" هستند :جامعه ی اقلیت ستم دیده ی مسلمان که در این بخش از چین سکنی گزیده اند .دولت چین در حال ویران کردن بخش قدیمی منطقه بود .خوشبختانه در زمانی که گروه تولید آنجا را پیدا کرد دولتمردان هنوز کاملا تمام  منطقه را خراب نکرده بودند. برای تبدیل کردن کاشگر به شهر کابل  در سی سال پیش  نیاز به از بین بردن نشانه های  فرهنگ چینی ها و عناصر نامناسب وجود داشت پیش از آنکه  به بهترین شکل ممکن لوکیش نآماده شود به ویژه برای صحنه های بازار ومسابقه بادباک بازی.

تاشگر دومین شهر کوچک در ایالت شرق ترکستان منطقه ایی کوهستانی دارد که شبیه دوران پر رونق کابل است ومناسب  صحنه های اردوگاه طالبان قبرستان و روستای در حال سوختن بود.این منطقه ی دور افتاده میزبان هزاران نفر از  عوامل تولید شد که حتی سرویس بهداشتی شان هم از فرط سرما یخ می زد.اصول زیستن در کاشگر به نظر راحت تر می رسید و در تضاد مطلق با رفاه مردم شهر بیجینگ بود.

میان تیتر:زبان ها

فیلمنامه به چهار زبان عوامل تولید به چاپ رسید:دری(عوامل افغان / ایرانی) ماندراین(چینی ها) وگر(زبان محلی  مردم لوکیشن فیلم برداری) و انگلیسی.

مترجمان همه جا با دقت بی نظیری مشغول کار بودند گاهی به نظر می آمد که  گویی مشغول مسابقه تلفنی هستند و دستور العمل ها را از زبانی به زبان دیگر ترجمه می کنند.

تفاوت فرهنگی

دکوراتور صحنه کارولین اسمیت که بریتانیایی است با موانع آشکار فرهنگی میان "وگر" ها و چینی ها روبروشد."بیشتر عوامل ما چینی بودند اما وگرها نمی خواستند چینی ها به اموال شان دست بزنند.این به مشکل بزرگ ما تبدیل شدزمانی که برای خرید وسایل قدیمی می رفتیم تاجایگزین کالاهای نو کنیم. بایید وسایل و پارچه های  قدیمی  واصیل می خریدیم .به همین خاطر با فروشندگان بازار  وسایل یا قالیچه های نو را با کهنه تاخت می زدیم. آنها فکر می کردند که ما دیوانه ایم."

کارولین اسمیت و کارلوس کونتی هر دو مردم وگر را جالب دیدند."مردم منطقه ایده های نو  وانرژی می آوردند." کونتی در ادامه می گوید:"من عاشق کاشگر شدم."

اسمیت یه خاطر می آورد:"هر بار که به مرکز شهر می رفتم پارچه های نو سرو صدا وعطرهای خوب موجود بود.سبک زندگی منطقه جذاب بود. با خودم فکر می کردم حتما ژان-پل گوتیه برای الهام گرفتن اینجا بوده است."

کونتی درکاشگر مرتعی را کنار جوی با پلی روستایی یافت و خانه ی بابا و اردوگاه را ظرف شش هفته همانجا ساخت.

"بتون و سنگ مرمر مصالح آشنایی برای چینی ها ی ساختمان ساز گروه تولید بودند.در نقشه ی  اصلی قرار بود  که طبقه اول را در لوکیشن بسازیم و طبقه ی دوم  را در استودیو .اما تصمیم گرفتیم تمام دکور را در کاشگر بسازیم تا بتوانیم از مناظر پنجره که رو به حیاط بود و چشم انداز اطرافش استفاده کنیم."

متعلق به چین مترادف با موجود در چی نیست.

تحقیقات و دکور کردن خانه ایی متعلق به  طبقه ی ثروتمند سال های 1970 در شهر کابل که صاحب خانه سلیقه ایی غربی هم داشته کار دشواری بود.طالبان تمام فیلم های و کتاب  های مرجع مربوط به ان سال ها را سوزانده است.این حرکت آنها  واکنشی به تاثیرات بین المللی است که به فرهنگ افغان ها نفوذ کرده بود .به علاوه اسمیت می گوید:برایم یافتن هر چیزی که مناسب سلیقه ایی افغانی یا اروپایی باشد در چین دشوار بود. حتی اگر ساخت چین اما برای صادرات باشد."

پدر امیر "بابا"(با بازی همایون ارشادی) مفتون کالا های امریکایی است  از ماشین"موستانگ" اش گرفته تا ماشین تایپ مارک آی .بی ام .بنابراین ماریا نی و هماهنگ کننده پرو ژه با کشتی کانتیرهایی پر از وسایل لازم را از امریکا فرستادند.

برای امسیت چندتایی از اسباب و وسایل لازم را از کابل فرستادند.اما این کار دشواری بود.بسیاری از اشیاء و وسایل را در کارگاه های شهر بیجینگ ساختند.

"گروه چینی ما  کپی برداران خوبی بودند.اما باید چهار چشمی مراقب شان بودم.بیشترشان در طول زندگی پا از چین بیرون نگذاشته بودند.استادکاران ما از یک میز مدل ویکتوریایی  -جزئیات دکوراسیون یا مبلمان چیزی نمی دانستند."

"ما توانستیم یک میز اسنوکر را در کاشگر بخریم.اما باید به سبک امریکایی و سایز دزست تغییرش می دادیم.مدت زمان زیادی طول کشید تا پی ببریم چی به چی است و چه کسانی می توانند یکسری کارها را در چین برای مان انجام دهند.

به پیچیده شدن وضعیت ما  این را هم باید اضافه کرد :زمانی که وسایل را در پیجینگ ساخته و آماده می شد ده روز طول می کشید  تا دو راننده ی گروه بدون استراحت آنها را به ما برسانند وبه کاشگر بیایند ."

چین برای امریکا!

ماریا نی مسوول دکوراسیون بخش امریکا و شهر سانفرانسیسکو بود. علی رغم انکه ماریا نی وکارولین اسمیت یکدیگر راتا پایان فیلم برداری ملاقات نکردند اما ماریا در طول کار  کارولین را پشتیبانی می کرد.به نظر ماریا نی  وظیفه ی او بسیار کم و به روزهای پایانی فیلم برداری 5 ماهه مربوط می شد .طبق آخرین تصمیمات قرارشد  صحنه های داخلی قسمت های مربوط به امریکا هم در شهر بیجینگ فیلمبرداری شود. ماریا نی مسوول چیدمان صحنه ونیازهای گرافیکی گروه از آن سوی آب هاشد.او یک پوشه پر از ارجاعات  برای سبک دکوراسیون امریکایی این بخش از کار درست کرد و پس از انتخاب تمام  وسایل صحنه را با کشتی  فرستاد حتی عکس های تحقیقاتی  وشرح چیدمان وسایل و چیزهایی که باید در چین ساخته می شد  هم ضمیمه کرد.

تمامی این تلاش ها و نکته سنجی ها برای خلق صحنه های داخلی   اتفاقات داستان در امریکا لازم بودچرا که در بیجینگ فیلم برداری می شد: کافه ی دایو –آپارتمان ثریا و امیر  در شهر سان فرانسیسکو- بیمارستان در امریکا- مطب دکتر در امریکا و تالار عروسی.حتی از محله هایی از شهر بیجینگ به عنوان لوکیشن امریکایی نظیر فرودگاه سانفرانسیسکو و سواپ میت استفاده شد.

ماریا نی می گوید:" ما وسایل را هوایی ودریایی می فرستادیم بستگی به سرعت رسیدن کالاها به چین داشت.

کمپانی آلفا مدیکال  به ما اجازه داد تا از انبارشان برای مرتب کردن و بسته بندی وسالا استفاده کنیم.بدین ترتیب وسایل دو سکانس نخست برنامه – بیمارستان و بازار فلی – را با کشتی و با هم فرستادیم.گ

پست دریایی حداقل یک هفته طول می کشید و حمل با کانتینر با کشتی شش هفته طمان می برد. زمانی که وسایل انتخاب می شد بسته بندی انجام می دادیم و با کشتی های بین المللی محموله های پستی مان را می فرستادیم. وقتی مساله حمل بار میسر شد باید هماهنگ کننده بخش هنری و چهار پنج متصدی دکور استخدام می کردیم.مرحله ی طراحی و چیدمان صحنه بسیار اهمیت داشت. صورت بارها باید بی کم و کاست می بود."

وظیفه ماریا نی در دسترس بودن برای گروه در هر ساعتی از شبانه روز بود(توجه کنید به 15 ساعت اختلاف زمانی میان چین و امریکا) .وی می بایست با تلفن همراه  با کارولین اسمیت و بقیه اعضای گروه در ارتباط باشد. بعضی مواقع این ا رتباط  سرویس بین المللی مخابرات در منا طق دور افتاده ی چین میسر نمی شد.

"معمولا ساعت دو صبح به صورت آن لاین یا تلفنی تبادل نظر می کردیم. آن چند ماه به لحاظ زمانی برایم  سخت بود.در کل چهار ساعت می خوابیدم."

"احساس می کردم گروه با اعتمادی که نشان داده مسوولیت بسیاری را بر دوش من نهاده است. همه ی ما خیلی  خوب با هم همکاری کردیم.کارولین و کارلوس زحمات زیادی کشیدن تا در جریان تولید از راه دور قرار بگیر م.تنهایی کار کردن سخت است.بنابراین کارلوس تصاویر لوکیشن و صحنه های آماده ودکور شده  را برایم فرستاد."

بودجه بیست میلیون دلاری واقعا برای بخش هنری ودکوراسیون کم بود. ونیاز به تلاش ایی هرکول مانند داشت تا برای این  پروژه   طراحی صحنه غنی و پیچیده انجام شود.ماریا نی از تجربه ی همکاری در چنین پروژه ای می گوید::مطمئن نیستم که دوباره چنین فیلم هایی ر ا بپذیرم.کار دکوراسیون را طوری  انجام دهی که  فقط وابسته به تصاویر باشی.همکاری در پروژه هایی با زمان بندی طولانی تولید دشوار است و اینکه هرگز پا  به چین(محل فیلمبرداری ) نگذاری.اما این فرصت راداشتم که در فیلمی زیبا و خوب همکاری کنم.همیشه دلم می خواسته با کارلوس کونتی و مارک فورستر تجربه مشترک داشته باشیم که خوشبختانه این تجربه پیش آمد."

کارلوس کونتی و کارولین اسمیت اعتقاد دارند که سختی و پیچیدگی تولید این فیلم نباید بر ماحصل کار تاثیری می گذاشت.

"کار سخت و دشواری بود.تجربه ایی بی نظیر و دشوار."

ترجمه:ارغوان اشتری

 

چاپ شده در منزل دکوراسیون منزل

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت12:15توسط arghavan | |

 کارولینcaroline

کارگردان:هنری سلیک فیلمنامه :هنری سلیک برگرفته از کتاب کودکان به فیلم نیل گیمن مدیر فیلمبرداری:پیت کوزاچیک

 

 

 

موسیقی:برونو کولیس تدوین"کریستفر موری و رونالد سندرز

صداپیشگان:داکوتا فانینگ(کارولین جونز)-تری هچر(مادر)-جنیفر ساندرز(دوشیزه پینک)-داون فرنچ(دوشیزه فورسیبل)-کیٍث دیوید(گربه)

محصول 2009-02-28 امریکا 100 دقیقه

خط داستان : کارولین یازده ساله دوران  سختی را برای عادت کردن به خانه جدید می گذراند وپدرومادرش کمک چندانی در این راه به او نمی کنند.آنها به سختی مشغول تمام کردن نوشتن  کتابی درباره باغبانی هستند. زمانی که کارولین دری را به سوی دنیای موازی پیدا میکند که درآن دنیا حتی والدینش انسانهای بهتری هستند او فکر می کند که حالا راه حل تمام مشکلاتش را یافته است.اما خیلی زود رویا او به کابوس تبدیل می شود.کارولین باید برای نجات خو ووالدینش بجنگد.

انیمیشنی جذاب و تلخ وشیرین

سه سال تولید  این انیمیشن که برگرفته از کتاب کودکانه وتلخی به قلم نیل گیمن است به طول انجامید .فیلمساز مشهور هنری سلیک (کابوس پیش از کریسمس و جیمز و هلوی غول پیکر)این انیمشن نادر  را ساخته است که والدین برای بردن کودکانشان به سالنهای سینما باید کمی تامل کنند.

"کارولین: از آن دست انیمیشن های است که هم والدین کودکان رویا پرداز  ونوجوانان را جلب می کند .این انمیشن جذابیت فانتزی تلخ  اش ر ا از خیلی کلاسیکهای دیگر چون "الیس در سرزمین اعجایب" "هزارتوی پن " وام گرفته است.این فیلم از ویژگیهای تکنیکی و کمی هم احمقانه انیمیشن های اخیربه دور است که همگی شان خارج از  کمپانی پیکسار تولید شده اند.رویکرد  سلیک. بر تصاویر بصری ترسناک(تماشای غیب شدن  دنیای موازی و بعدا  شکل گرفتنش اطراف کارولین )موسیقی جذاب  وسبک صداپیشگان(یان مکشین به جای بازیگر سیرک روسی –کمدین بریتانیایی داون فرنچ به جای دوشیزه فورسیل وجنیفر سا ندرز)کارولین در دنیای پررونق انیمیشن های سه بعدی از این فن آوری استفاده می کند اما این بهره گیری در خدمت تاکیداتی است در داستان  نه زیاده روی  وداستان  به طور سنتی روایت می شود.

 "ارغوان اشتری

+نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت11:57توسط arghavan | |

جنگجوی خیابانی :افسانه چون- لی

Street fighter:the legend of _chun-li

کارگردان:آندره بارتکویاک

فیلمنامه:  جاستین مارکس مدیرفیلمبرداری:جیاف بویل  موسیقی: استفن اندلمن تدوین:درک برچین-نیدل هوی

بازیگران:کریستین کروک(چون-لی)کریس کلاین(نش)-نیل مکدونو(بیسان)-مایکل کلارک دانکن(بارلوگ)-رابین شو(جن)

محصول مشترک  2009 کانادا-ژاپن هند و امریکا97 دقیقه

 

 مناسب بازی های ویدویی

نام فیلم بیشتر تداعی کننده گیم های ویدیوی  است که کودکان بازی می کنند.  اما کنجکاوی مان تحریک می شود تا بدانیم انگیزه این نبردهای خیابانی این بار چیست؟کریستین کروک پیانیست گروه کنسرتی بوده است که حالا باید برای نجات پدرش با یک تاجر شیطان صفت "بیسان" بجنگد.یک حس مشترک می گفت پانزده سال پس از "جنگجوی خیابانی " با بازی ژان کلود ون دام دیگر دلیلی برای ساختن دنباله آن وجود ندارد.فیلم "جنگجوی خیابانی" حالا به یک بازی محبوب تبدیل شده ا ست. ایفای نقش  کروک پر از نمایش کلیشه ها است او با لهجه ی ایرلندی دیالوگ هایش راادا می کند شالوده سکانس های نبرد ای ن عبار ت است"برخیز زمانی که ایستادن ابدا آسان نیست".صحنه های نبرد طراحی خوبی دارند.جنگجو.ی خیابانی فیلمی است مناسب علاقه مندان فیلمهای سرگرم کنند ه و حادثه ایی.

ترجمه:ارغوان اشتری

+نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت11:53توسط arghavan | |